اعجاز

قدرت دنیای درون
نویسنده : مجموعه اعجاز - ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٢
 

 

ازتوان ذهنی خود به بهترین شکل استفاده کنید.

مطمئناً می دانید که کلید موفقیت روش سیلوا، آرامش است. البته نباید این تعبیر که آرامش حالتی از غیر فعال بودن است، وجود داشته باشد بلکه برعکس این موضوع مطرح است که خود را به شکلی فعال، آرام و وانهاده سازیم زیرا رسیدن به سطح امواج آلفا و به کارگیری آن روندی ذهنی و فوق العاده فعال است. اگر خود را به کمک نیروی ذهنی آرام و وانهاده کنیم و در این حالت تصاویر ذهنی مثبتی را شکل دهیم، در اصل عملکرد خلاق نیمکرۀ راست مغزمان را که در جریان معمولی افکار ایفاگر نقشی فرعی است، فعال کرده ایم.به عبارت دیگر روش سیلوا ما را در موقعیتی قرار می دهد که لایه های درونی و پنهان ضمیر خود آگاه مان را تحت تأثیر قرار می دهیم. در این روش به کمک امواج کم فرکانس آلفا سطح آگاهی گسترش پیدا کرده و به این ترتیب توانایی ما در رابطه با حل مشکلات نیز افزایش می یابد. اما در موردبیماری، این شیوه با ارائه امکانات فراوان، به ما کمک می کند که آن را ریشه کن کنیم. بنابر این بیماری ها راه بسیار منایبی برای دست یابی به سطح امواج آلفا هستند.

آرامش : کلید موفقیت

در آوریل سال 1975 ، آقای «ام.بی.» که تازه وارد سی و چهار سالگی شده بود، در یکی از بیمارستان فیلادلفیا برای یک جراحی سخت اماده می شد. پزشکان به این نتیجه رسیده بودند که یک تومور نخاعی در ناحیه گردن باعث فلج پیشرفته دست ها و پاهای وی شده است. این بیماری به شدت موجب آزار و ناراحتی آقای «ام.بی.» شده ، او را کاملاً از پای در آورده بود. اما عمل دست تا هم نتیجه ای نبخشید. حالا دیگر تومور تا اندازهای در نخاع شوکی ریشه دوانیده بود که فکر جدا ساختن آن از نخاع غیر ممکن بود و پزشکان به او گفته بودند که یک یا حداکثر دو سال دیگر زنده خواهد ماند.

یک سال بعد آقای «ام.بی.» جهت معاینات مجدد در محل کلینیک حاضر شد. اما این بار پزشکان پس از آزمایش دریافتند که تومور بدون باقی گذاشتن کوچک ترین اثری، از بین رفته است. پزشکی که یک سال قبل بیماری آقای «ام.بی.» را غیر قابل درمان تشخیص داده بود، دریافت که باید اشتباه کرده باشد.

 

پس چه اتفاقی افتاده بود؟

حدود ده ماه پس از عمل دست تا، برای اولین بار آقای «ام.بی.» از روش درمانی سیلوا مطلع شد و تصمیم گرفت تا در یکی از دوره های اموزشی شرکت کند. هنگامی که از او خواسته شد برای ادامۀ معاینات پزشکی به کلینیک برود، نزدیک به دو ماه بود که به تمرین آرمیدگی و تجسم ذهنی مشغول بود. او روزانه سه مرتبه، یعنی پس از برخاستن از خواب، پس از صرف نهار و پیش از خواب، هر بار تقریباً به مدت پانزده دقیقه خود را آرمیده می ساخت و ضمن ان از تکنیک کاملآرامش جسمانی بهره می برد. سپس تومور را در ذهنش مجسم می کرد. او تمرینات تصویر سازی ذهنی ، تومور را در حالی که مرتب کوچک و کوچک تر می شد، مجسم می نمود. هر روز کمی کوچک تر از روز قبل و علاوه بر آن مجسم می کرد که گویچه های سفید خون، این نگهبانان سیستم دفاعی بدن، به سلول های سرطانی حمله کرده ، زائده را شکافته و آن را به طور کامل از بین می برند. علاوه براین او به خود این گونه تلقین کرد که هر بار که به دستشوئی می رود، سلول های سرطانی از بدنش شسته می شوند و سرانجام نمایش شفایابی او با این عبارت تلقین کننده پایان می پذیرفت. «هر روز از هر لحاظ حالم بهتر و بهتر می شود و خود را سالم و قوی احساس می کنم.»

وقتی اقای «ام.بی.» با پزشک معالج خود درباره تمرین های تجسم ذهنی صحبت کرد، او با عصبانیت اتاق را ترک کرد. چنین جریانی نه تنها کاملاً غیر عادی بود، بلکه احمقانه به نظر می رسید. گر چه امروزه تأثیرات شگرف ذهن بر جسم در دانشکده های پزشکی آشکار شده است، اما تنها تعداد کمی از پزشکان قابلیت تأثیر قطعی ذهن بر جسم را قبول دارند.

در بسیاری از موارد بنا به درخواست شرکت کنندگان دوره های آموزشی، نام آنها تنها با حروف اول اسم شان نوشته شده،اما برخی از آنان نیز این اجازه را به ما دادند که اسم شان رامنتشر کنیم. کاری که من با خوشحالی و سپاس فراوان انجام داده ام.

 

ادامه دارد....

چشم انداز روش سیلوا در مورد کنترل ذهن و استرس                         

هدایت کند . بنا براین طبق عادت، هر روز صبح از خواب بیدار می شوید ، دندانهایتان را مسواک شما قبلاًنا آگاهانه ذهن خود را به گونه ای برنامه ریزی کرده اید که رفتارهای روزمرۀ زندگی تان را می کنید، لباس می پوشید، بند کفشهایتان را بسته و با اتومبیل به سر کار می روید و همۀ این کارها را بدون تفکر انجام می دهید. اما شما با روش سیلوا می توانید زندگی خود را آگاهانه کنترل کنید. شما می آموزید

● هر وقت بخواهید ، به خواب بروید.

● هر زمان بدون استفاده از ساعت ، از خواب بیدار شوید.

حتی اگر خواب آلود هستید ، بیدار بمانید.

سر دردهای خود را درمان کنید.

به کمک رؤیاها ، مشکلات تان را حل کنید.

سیگار کشیدن را کنار بگذارید.

لاغر شوید.

حافظۀ خود را تقویت کنید.

با تمرکز بیاموزید و مطالب آموخته شده را سریع تر به خاطر بیاورید.

در شرایط سخت مقاوم باشید.

به اهداف خود دست یابید.

بر هر گونه دردی غلبه کنید.

اختلالات جسمانی خود را بهبود بخشید.

از هر دو نیمکره مغز در رابطه با سلامتی و آسایش خود، استفاده کنید.

ذهناً خلاقتر و قابل انعطاف تر شوید.

سایر انسانها را درمانکنید.

به کمک روش «فرمول نمونه سیلوا» که همان اجراء گام به گام روش های پیشنهادی و قرار گرفتن در وضعیت آلفاست ، همۀ این امور میسر است.

تا کنون بیش از میلیون ها نفر در سراسر جهان دوره های آموزشی سیلوا را با موفقیت به پایان برده اند. مدت یک دوره آموزشی سی و دو ساعت است که در ده ساعت اول به شرکت کنندگان حالت آرمیدگی کنترل شده جهت غلبه بر مشکلاتی همانند خستگی مدام، بی خوابی، سر دردهای تنشی و میگرن آموزش داده می شود. در این مرحله هر شرکت کننده می آموزد که چگونه سریع و بدون مشکل در وضعیت آلفا قرار بگیرد و این وضعیت را بگونه ای هدف مند جهت افزایش انرژی حیاتی و هدایت قوای جسمانی به منظور مقابله با مشکلات زندگی ، بدون احساس ترس ، مورد استفاده قراردهد. در مرحله بعدی شرکت کنندگان می آموزند به شکل گسترده ای بر عملکردهای جسمی و روانی خود که به طور معمول در ذهن نیمه هشیار قراردارند ، کنترل پیدا کنند. این عملکردها جزء فرایندهایی هستند که فراسوی هر کنترل آگاهانه به شمار می آیند. آنها همچنین با روش هایی آشنا می شوند که توانایی تمرکز را افزایش داده و حافظه را تقویت می کند، دردهای مزمن یا ناگهانی را برطرف ساخته و عادات ناسالم را تحت کنترل در آورده یا به طور کل از بین می برد.

در مرحله آخر آموزش ، کار با تمرینات تصویر سازی ذهنی ادامه پیدا می کند.

در این حالت نیمکره راست مغز با «نقاط مرجع» تجهیز شده و این امکان فراهم می آید که در محدمده ذهنی به گونه ای هدف مند عمل کنند.

افزایش ادراک، خلاقیت و سلامتی مجدد نتیجۀ این فرایندذهنی است. در این مرحله از تمرین ، شرکت کننده فقط چگونگی برطرف شدن اختلالات را مجسم نمی کند، بلکه همزمان بهبودی جسمی و روحی را نیز تجربه می کند. سپس در قسمت پایانی تمرین ، شرکت کننده بدون شک به مرحله ای از توانایی ذهنی می رسد که می تواند بیماری ها و مشکلات سایر انسان ها را احساس کند و بر طرف سازد.

 

ادامه دارد....

برنامه ریزی ذهنی

اگر بتوانید ذهن خود راجهت برطرف ساختن هر نوع دردی برنامه ریزی کنید یا اگر قادر باشید به خود و دیگران جهت کسب سلامتی مجدد کمک کنید، آیا از آن استفاده نخواهید کرد؟

اگر بتوانیدباکمی تلاش ذهنی ، مشکل بی خوابی خود را برطرف سازید، آیا از مصرف قرص های خواب آور صرف نظر نخواهید کرد؟

اخیراً پزشکان دریافته اند که بین ذهن انسان با سلامتی یا بیماری او ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. ذهن آدمی قادر است موجب بیماری شود، از یک بیماری جلوگیری کند ویا باعث سلامتی وتندرستی دوباره شود. روش سیلوا بر اساس این شناخت استوار بوده وعملاً درسالهای اخیر امتحان خود را به خوبی پس داده است.

دکتر« کارل سیمونتون» یکی از متخصصین پرتو درمانی ، باتنظیم و تلفیق روش های سیلوا ، جهت درمان سرطان روشی را ابداع کرد که بعدها آن را« سرطان درمانی» نام نهاد. او در زمینۀ درمان بیماران سرطانی با این روش با نتایج چشمگیری دست یافت. به طوری که روز به روز بر شمار نجات یافتگان از این بیماری مهلک افزوده می شد. دکتر« سیمونتون» این روش رابه یکی از مؤثرترین و شناخته شده ترین روش های درمان سرطان تبدیل نمود.

پزشک دیگری به نام «دین ارنیش»، عضو دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد با استفاده از تکنیک های آرمیدگی و تصویر سازی ذهنی ، گام جدیدی در راه درمان بیماران قلبی برداشت . او این تکنیک ها را با رژیم های غذایی ویژه و فیزیو تراپی تلفیق نمود و تأثیر بخشی این عمل را در یک محدودة کلینیکی تحت کنترل مورد بررسی قرارداد ونتیجه آزمایشات رادر قالب یک تحقیق علمی ارائه کرد. دکتر«ارنیش» دریافت که تعدادی از بیماران درد قفسه سینه کاهش یافته، ودر بسیاری از آنان نیز کاملااز بین رفته بود.

هر روز تعداد بیشتری از پزشکان که به نوعی با بیماران رو به مرگ سر و کار دارند، تکنیک های آرمیدگی و تصویر سازی ذهنی را به علت نتایج مفید ومثبت آنها ، مورد استفاده قرار می دهند. در سال 1983 در مورد روش درمان سرطان توسط دکتر «سیمونتون»، سر مقاله ای در مجله تایم به چاپ رسید که در آن یکی از روانپزشکان دانشگاه بوستون عقیده خود را در این خصوص به شرح زیر بیان داشته بود:

 

"به گونه ای شگفت انگیز احساس می شود که این روش به زنده ماندن شمار قابل ملاحظه ای از بیماران رو به مرگ کمک می کند".

از زمان آشنایی دکتر «سیمونتون» با روش سیلوا وتلفیق روش او باشیوه شفا بخشی خود، صدها پزشک و پرستار روش کنترل ذهن و فشارهای روحی و روانی را آموخته اند.

در سال 1973، فضانورد معروف «ادگار میچل» مؤسسه علوم ذهنی راتأسیس نمود. هدف این مؤسسه شناخت هر چه بیشتر طبیعت وعملکرد ذهن وضمیر ناخودآگاه ودر نهایت ، استفاده از این پدیده ها به منظور بهتر ساختن کیفیت زندگی بود.

بر اساس گزارش مؤسسه علوم ذهنی ، روش درمانی دکتر «سیمونتون» که تا چندی قبل تنها از جانب عدۀ کمی مورد تأیید واقع می شد، اکنون دیگر روشی مبالغه آمیز و خنده دار به نظر نمی رسید. امروزه این شیؤه متکی بر تصویر سازی ذهنی ، جای خود را به خوبی در جوامع پزشکی باز کرده و از طرف این مجامع با استقبال فراوانی روبرو شده است. علوم پزشکی امروز بر این اعتقاد است که:

انسان قادر است عملکردهای جسمانی اش رادر مقیاسی غیر قابل تصور ، کنترل کند .

درمان هر بیماری، با هماهنگی بین جسم و روح میسر است .

احساسات منفی به شکلی منفی ومضر بر عملکردهای جسمی تأثیر می گذارد .

احساسات مثبت به شکلی مثبت و مفید بر عملکردهای جسمی تأثیر می گذارد .

ذهن انسان شبکه ای از کانال های ارتباطی در اختیار دارد که از طریق آنها اطلاعات بین روح و جسم رد و بدل می شود و بیش از همه، اطلاعاتی که ممکن است در یک روند درمانی سرنوشت ساز باشد.

این تغییر که از زمان آشنایی من با روش سیلوا و علنی شدن آن در مجامع پزشکی به وقوع پیوسته، امیدوار کننده است، زیرا علم پزشکی امروز بر خلاف گذشته که تشخیص و درمان بیماری ها را در محدودۀ روش های غیر ذهنی بررسی می کرد، این را پذیرفته که استفاده از تصاویر ذهنی و در نتیجه تکنیک های تصویر سازی ذهنی در رابطه با درمان بیماری ها، نتایحی رضایت بخش و پایدار در بر دارد. دامنۀ این علم به دنیای ورزش نیز کشیده شده است. ورزشکاران حرفه ای خود را در مسابقه با مهارت و استقامت فراوان مجسم   می کنند، یعنی خود را آگاهانه برای موفقیت برنامه ریزی می کنند. اما بر عکس یک ورزشکار آماتور هنگام شروع بازی یا مسابقه وضعیت را تهدید آمیز و بحرانی در نظر می گیرد و بدین ترتیب ناخود آگاه، خود را برای شکست برنامه ریزی می کند.


 

 

 

دستور عمل نمونه سیلوا

 

 

برنامه ریزی مجدد به کمک تصویر سازی ذهنی در حالتی که آگاهی مان آرمیده (ریلاکس) است، نتیجه می دهد. ما این حالت را وضعیت آلفا ، سطح آلفا و یا به اختصار آلفا می نامیم. در این رابطه، آلفا به فرکانس امواج مغزی در حالت آرمیدگی که نصف فرکانس امواج مغزی در حالت بیداری کامل است، اشاره می کند. در حالت بیداری کامل که به وضعیت بتا معروف است، فرکانس امواج مغزی بین 14 تا 21 دور (سیکل) در ثانیه است. فرکانس این امواج در خواب کاهش یافته و حتی به پایین تر از میزان وضعیت آلفا می رسد.

پرتو نگاری مغز «EEG» - (منظور ثبت فعالیت الکتریکی – طبیعی مغز در رابطه با اهداف تشخیصی است.)- فرکانس امواج مغزی را در حالتی که انسان با چشمان بسته در بستر آرمیده، نصف حالت بیداری کامل، یعنی بین 7 تا 14 دور در ثانیه نشان می دهد. این فرکانس نمایانگر سطح آلفاست. در این وضعیت، انسان آرمیده، نیمه بیدار و هشیار است. در حالت خواب فرکانس امواج مغزی کاهش بیشتری می یابد به طوری که در خواب سبک فرکانس این امواج بین 4 تا 7 دور در ثانیه است. این فرکانس نشانگر سطح تتاست ، سرانجام در مرحله خواب عمیق فرکانس امواج بین 4 دور در ثانیه و پایین تر از آن قرار می گیرد که سطح دلتاست.

اما توضیحات در خصوص چهار حالت امواج مغزی روشنگر این واقعیت است که سطح عمیق آلفا به عنوان پاییه تحقیقات به حساب می آید و در سطح امواج کم فرکانس آلفا ست که تصویرسازی های ذهنی امکان پذیر می باشد. این حالت طبیعی ، مطبوع و آرامش بخش مقدمه یک خواب عمیق است و ما می توانیم آن را سوق هنگام قبل از برخاستن از خواب ،بار دیگر تجربه کنیم . هدف این مقاله ، ان است که به شما در ایجاد آگاهانه و حفظ این وضعیت یاری رساند. شما می توانید از سطح آلفا جهت برنامه ریزی های مثبت و برقراری مجدد سلامتی برای خود و دیگران استفاده کنید.

اما به چه دلیل وضعیت آلفا در برنامه ریزی از اهمیت خاصی برخوردار است ؟ تحقیقات علمی با استفاده از ابزار پس خوراند زیستی (بیوفید بک) نشان داده اند که در وضعیت آلفا تغییرات مثبت آشکار می شود. فشارهای روانی و اختلالات جسمی برطرف شده ، فشار خون و ضربان قلب به وضع طبیعی خود برمی گردند. همچنین گروهی از محققین، در لاردوی تکزاس کسف کردند که افراد تحت آزمایش، در وضعیت آلفا قادرند اعمال جسمانی خود را آگاهانه تحت تأثیر قرار دهند. آنها قبلاً تصور می کردند که اعضاء مربوط مستثقل بوده و در نتیجه نمی توان انها را تحت تأثیر قرار داد.

در وضعیت آلفا توانایی ها و نیروهای ذهن نیمه هشیار به ذهن هوشیار انتقال یافته و در نتیجه ، عادات جبری غیر قابل تغییر به مکانیسم های قابل کنترل تبدیل می شود.

علاوه بر این قابلیت های خلاق ذهن بر خلاف گذشته که خارج از کنترل تصور می شد، در سطح امواج آلفا فعال شده و همانند یک ابر مغز در خصوص حل مشکلات مورد استفاده قرار می گیرد.

ادامه دارد....